
تو را چگونه در این اضطرار خواهم دید بلوغ خواهشم آیا بهار خواهم دید؟ خیال میکنم از دوردست جاده تو را پس از فروکش گردوغبار خواهم دید...
ادامه مطلب
□گونه ات وقتی ارغوانی شداز تب ِ رودخانهی چشمتمن چرا پل نبستم از دستم ؟تا لب ِ رودخانهی چشمت□هرگز اینطور(چوب ِ خشک) نبودعزتم ، جرئتم ولی انگارپا به مهمیز میکشید مرامرکب ِ رودخانهی چشمت□باید اصلاً رسانه ای باشدخبری از کرانه ای باشدیا که خاورمیانه ای باشدمطلب ِ رودخانهی چشمت□بعد از آن روز سخت میترسمموقع ِ روبرو شدن با توکه مبادا دوباره غرق شومدر شب ِ رودخانهی چشمت□□□لهجهی رود آبی است اماآنچه من دیدم ارغوانی بودنازنین فرق میکند آیا ؟مصب ِ رودخانهی چشمت؟□#آوانگاردجلیل واقع طلب بخوانید...
ادامه مطلب
کسی نمی داندکه آسمان نگاهتچگونه ابری شددلتکه سبزی جنگل رکابدارش بودچرا به صاعقه ی دوردست نامه نوشتچرا ترانه نخواندی برای جاری ِ آبهمیشه شرقی منای غریب دلتنگیتو را چه با مرداب☆چرا دوباره سفر؟کدام جاده تو را سوی خویش می خواند؟قبیله می پرسدچرا نمی مانَد؟مگر قرار نبود آب را ترانه کنیم؟مگر تو تشنه نبودی ؟هنوز چشمه که هست☆بیا ستاره بچینیم و آسمان بخریموشرحه شرحه حکایت برای راحتی خواب لاله ها ببریمکسی نمی داندبیا بگو که بدانندعاشقیم هنوز☆جلیل واقع طلب بخوانید...
ادامه مطلب
گونه ات وقتی ارغوانی شداز تب ِ رودخانهی چشمتمن چرا پل نبستم از دستم ؟تا لب ِ رودخانهی چشمت□هرگز اینطور(چوب ِ خشک) نبودعزتم ، جراتم ولی انگارپا به مهمیز میکشید مرامرکب ِ رودخانهی چشمت□خبر ِ عامیانه ای باشدباید اصلاً رسانه ای باشدیا که خاورمیانه ای باشدمطلب ِ رودخانهی چشمت□بعد از آن روز سخت میترسمموقع ِ روبرو شدن با توکه مبادا دوباره غرق شومدر شب ِ رودخانهی چشمت□□□لهجهی رود آبی است اماآنچه من دیدم ارغوانی بودنازنین فرق میکند آیا ؟مصب ِ رودخانهی چشمت؟جلیل واقع طلب بخوانید...
ادامه مطلب