رباعی

متن مرتبط با «جلیل» در سایت رباعی نوشته شده است

تا به دستیاری تو عشق را برفراز آسمانu200c علم کند جلیل واقع طلب

  • نیلوبلاگ

    ☆مثل تیغهی عَلَم☆تا به دستیاری تو عشق رابرفراز ِ آسمان عَلَم کندناگزیر بود دست ِ خویش رادر حوالی ِ زمین قلم کند☆دید آب و نیزه نقشه میکشندمثل ِ آتش از میانشان گذشتتا حصار ِ فتنه و فرات رابا لبان ِ تشنه متهم کند☆جاری ِ شریعه میگذشت و ماهمشک را پُر آب کردو بازگشتشرم کرد با ترنم فراتاز فراز ِ تشنگیش کم کند☆ماه بود و مشک در حصارگرگیک سوار و ییک تهاجم بزرگمانده زخم ِ واپسین که چشم اوداستان ِ دیگری رقم کند☆آه ای امام تشنه لب ببخشایستاده ای تو، او نشسته استکاش میشد این سوار ِ غرق خونبی دو دست ِ تکیه قد ...

    ادامه مطلب
  • کدام سر سر ِ سرنيزه خطبه میu200cخواند جلیل واقع طلب

  • نیلوبلاگ

    کدام سر ؟ سر ِ سرنیزه خطبه میخواند؟کِه ؟ روی منبر ِ سرنیزه خطبه میخواند؟سفینهایست شناور ؟ دوباره میپرسمکِه بر شناور ِ سرنیزه خطبه میخواند؟چگونه حنجر ِ خورشید در تهاجم ِ شمشیربه روی ِ خنجر ِ سرنیزه خطبه میخواند؟■مگر قیامت ِ موعود شد که خون آلودخطیب ِ محشر ِ سرنیزه خطبه میخواند؟کمی سکوت کنید این صدای حیدر نیستکه بین ِ لشکر ِ سرنیزه خطبه میخواند؟ولی علی نه ، سفیر ِ قیام ِ عاشوراستکه در برابر ِ سرنیزه خطبه میخواند...

    ادامه مطلب
  • دلتنگ توام برام جانی بگذار جلیل واقع طلب

  • نیلوبلاگ

    دلتگ توام برام جانی بگذار بگذار بگویمت نهانی بگذار من رفتنیام تو هستیو این دفتر هروقت که آمدی نشانی بگذار جلیل واقع طلب...

    ادامه مطلب
  • تو را چگونه در اضطرار خواهم دید جلیل واقع طلب

  • نیلوبلاگ

    تو را چگونه در این اضطرار خواهم دید بلوغ خواهشم آیا بهار خواهم دید؟ خیال میکنم از دوردست جاده تو را پس از فروکش گردوغبار خواهم دید...

    ادامه مطلب
  • گفتم گاهی به خانه ات سر بزنم جلیل واقع طلب

  • نیلوبلاگ

    گفتم گاهی به خانه ات سر بزنم نزدیکم اجازه می دهی در بزنم ؟ نگذار پس از تحمل آن همه رنج دیوانه شوم به سیم ِ آخر بزم جلیل واقع طلب...

    ادامه مطلب
  • من ذاکر ذکر یا علی خواهم ماند جلیل واقع طلب

  • نیلوبلاگ

    من ذاکر ِ ذکر ِ یاعلی خواهم ماند تا لحظه ی مرگ با علی خواهم ماند گیرم همه پیرو ِ معاویه شوند من شیعه ی مرتضی علی خواهم ماند جلیل واقع طلب...

    ادامه مطلب
  • وقتی گفتی میانه داری کردم جلیل واقع طلب

  • نیلوبلاگ

    وقتی گفتی میانه داری کردم ماندم که چقدر بردباری کردم عاشق به وصال کم نمی اندیشد اما من از تو خواستگاری کردم ؟ جلیل واقع طلب...

    ادامه مطلب
  • از پس ِ پرده دیدمت انگار جلیل واقع طلب

  • نیلوبلاگ

    از پس ِ پرده دیدمت ، انگارکه تو هم مثل من گرفتاریپیش از این بیم داشتم که مرابه حساب ِ غریبه بگذاری عشق ما قصهی غمانگیزیست هردومان درد ِ مشترک داریم من گرفتار مُهر ِ پاسپورتم تو اسیر ِ چهاردیواری جلیل واقع طلب بخوانید...

    ادامه مطلب
  • می خواهم از تو با دعا بگریزم جلیل واقع طلب

  • نیلوبلاگ

    می خواهم از تو با دعا بگریزم راهی که نمانده است تا بگریزم آرامش و خورد و خوابم از دستم رفت از دست تو ای عشق کجا بگریزم جلیل واقع طلب...

    ادامه مطلب
  • در شهر آستین ِ تمیزی نمانده است؟ جلیل واقع طلب

  • نیلوبلاگ

    در شهر آستین ِ تمیزی نمانده است؟ دارد خدا بخاطر ِ ما گریه میکند جلیل واقع طلب...

    ادامه مطلب
  • در دغدغه ای سیاه بودم آمد جلیل واقع طلب

  • نیلوبلاگ

    در دغدغه ای سیاه بودم آمد درگیر ِ یک اشتباه بودم آمد تاریکترین شب ِ مرا روشن کرد امشب نگران ِ ماه بودم آمد جلیل واقع طلب...

    ادامه مطلب
  • خواب سنگ است و بهت شکستن جلیل واقع طلب

  • نیلوبلاگ

    خواب سنگ است و بهت ِ شکستنروح ِ شفاف ِ بالی که دارمجلوهی وًهمی از آبشار استاین سراب ِ زلالی که دارمجای جای ِ دلم را فروریختثقل ِ آوار ِ ( ای کاشکی ها )لعنت ِ کاشکی های پوچ استآرزوی محالی که دارمتاول ِ چرکی و پینهی زخم ؟اجرت ِ شانه هایم همین استرقص ِ اشباح سرخ و کبود استبازتاب ِ سوالی که دارم□بارها توبه کرد و قسم خوردتا پی ِ عاشقی ها نگرددبازهم کوچه گرد ِ خیال استاین دل ِ لاابالی که دارمگر به چشم ِ تو بی شاخ و برگمباغ ِ احساسم از گل تهی نیستباز هم میتوان کلبهای ساختدر پناه ِ خیالی که دارمآه ای با...

    ادامه مطلب
  • سایه ام را میu200cزند با تیر و من دلواپَسَم جلیلu200cواقعu200cطلب

  • نیلوبلاگ

    سایه ام را میزند با تیر و من دلواپَسَم تا مبادا در هدف گیری خطایی رخ دهد جلیل واقع طلب...

    ادامه مطلب
  • حرف است که مشتاق وصالم شده است جلیلu200cواقعu200cطلب

  • نیلوبلاگ

    حرف که مشتاق وصالم شده است می دانستم که بیخیالم شده است میگفت که سی سالگیام می آید پس کو؟ من سی هزارسالم شدهاست #جلیل_واقع_طلب...

    ادامه مطلب
  • عشقت باشد اداره اش خواهم کرد جلیل واقع طلب

  • نیلوبلاگ

    عشقت باشد اداره اش خواهم کرد یا با تدبیر چاره اش خواهم کرد دستم به گریبان ِ جدایی برسد با خشم، خودم دوپاره اش خواهم کرد جلیل واقع طلب...

    ادامه مطلب
  • لبخند بزن که غنچه شرمنده شود جلیل واقع طلب

  • نیلوبلاگ

    لبخند بزن که غنچه شرمنده شود عطر ِ گل ِ خندهات پراکنده شود با این توصیف عاشقت حق دارد درخواستنت لجوج و یکدنده شود جلیل واقع طلب...

    ادامه مطلب
  • گونهu200cات وقتی ارغوانی شد از تب رودخانهu200cی چشمت جلیل واقع طلب

  • نیلوبلاگ

    □گونه ات وقتی ارغوانی شداز تب ِ رودخانهی چشمتمن چرا پل نبستم از دستم ؟تا لب ِ رودخانهی چشمت□هرگز اینطور(چوب ِ خشک) نبودعزتم ، جرئتم ولی انگارپا به مهمیز میکشید مرامرکب ِ رودخانهی چشمت□باید اصلاً رسانه ای باشدخبری از کرانه ای باشدیا که خاورمیانه ای باشدمطلب ِ رودخانهی چشمت□بعد از آن روز سخت میترسمموقع ِ روبرو شدن با توکه مبادا دوباره غرق شومدر شب ِ رودخانهی چشمت□□□لهجهی رود آبی است اماآنچه من دیدم ارغوانی بودنازنین فرق میکند آیا ؟مصب ِ رودخانهی چشمت؟□#آوانگاردجلیل واقع طلب بخوانید...

    ادامه مطلب
  • کسیu200c نمیu200cu200cداند که آسمان نگاهت چگونه ابری شد جلیل واقع طلب

  • نیلوبلاگ

    کسی نمی داندکه آسمان نگاهتچگونه ابری شددلتکه سبزی جنگل رکابدارش بودچرا به صاعقه ی دوردست نامه نوشتچرا ترانه نخواندی برای جاری ِ آبهمیشه شرقی منای غریب دلتنگیتو را چه با مرداب☆چرا دوباره سفر؟کدام جاده تو را سوی خویش می خواند؟قبیله می پرسدچرا نمی مانَد؟مگر قرار نبود آب را ترانه کنیم؟مگر تو تشنه نبودی ؟هنوز چشمه که هست☆بیا ستاره بچینیم و آسمان بخریموشرحه شرحه حکایت برای راحتی خواب لاله ها ببریمکسی نمی داندبیا بگو که بدانندعاشقیم هنوز☆جلیل واقع طلب بخوانید...

    ادامه مطلب
  • گونه ات وقتی ارغوانی شد جلیل واقع طلب

  • نیلوبلاگ

    گونه ات وقتی ارغوانی شداز تب ِ رودخانهی چشمتمن چرا پل نبستم از دستم ؟تا لب ِ رودخانهی چشمت□هرگز اینطور(چوب ِ خشک) نبودعزتم ، جراتم ولی انگارپا به مهمیز میکشید مرامرکب ِ رودخانهی چشمت□خبر ِ عامیانه ای باشدباید اصلاً رسانه ای باشدیا که خاورمیانه ای باشدمطلب ِ رودخانهی چشمت□بعد از آن روز سخت میترسمموقع ِ روبرو شدن با توکه مبادا دوباره غرق شومدر شب ِ رودخانهی چشمت□□□لهجهی رود آبی است اماآنچه من دیدم ارغوانی بودنازنین فرق میکند آیا ؟مصب ِ رودخانهی چشمت؟جلیل واقع طلب بخوانید...

    ادامه مطلب
  • تنها نه در محاصره خشکسال بود جلیل واقع طلب

  • نیلوبلاگ

    تنها نه در محاصرهی خشکسال بودسیبی که هیچگاه نچیدیم کال بودمیخواستیم سبز بمانیم، سادگیستوقتی بهار دستخوش ِ انحلال بودبا برگریز پا به زمستان گذاشتیمدر سفرهمان وگرنه بجز اشتعال بود□گفتیم شعر آیه و شاعر پیمبر استاما جواب ِ زندقه سنگ و سفال بودبر آنتنی که ذهن ِ شما بود و درد ِ مایک طول ِ موج فاصله یا اختلال بودما داد کردهایم که بیدارتان کنیمبیداری ِ شما جریانی محال بود□فریاد ِ رعد را که شنیدید از هراسدیدم دهان ِ شکوهیتان لال ِ لال بودجلیل واقع طلب بخوانید...

    ادامه مطلب