1 ز 1 چون 1 1
آه دست ِ خالی ام آه سینهی پُرم
گرچه سرخروییام ازکتاب سیلیاست
خوب گول میخورند مردم از تظاهرم
کم بگو که سنگینی اند مردمان چه رنگی اند
فکر کن که منهم از جنس ِ چوب و آهنم
☆
قد نمیکشد تا توهم خیال من
مانده نقش مبهمی از تو در تصورم
جاده سنگلاخ و من ماندهام کهراه را
با کدام پای شوق عاشقانه بسپرم
( 1 1 طلب)
برچسب:
نویسنده: آرمان شریعتی