شعله شعله آتش در دلم دمیدی جلیل واقع طلب - تاریخ: 1405/4/21 ساعت: 22:10
جلیل واقع طلبشعرشعله'>شعله شعله آتش در دلم دمیدی   جلیل واقع طلب شعله شعله آتش ، در دلم دمیدی آنچنان که در من، دوزخ آفریدی هر کجا که خواندی، بال و پر تکاندییا مرا پراندی ، یا خودت پریدی ای همیشه با من ، این تویی تو یا من؟گرچه از تو تا من، درّه ها کشیدی گاه چون بهاری ، گاه شوره زاری گاه آشکاری ، گاه ...
این نیم هلاک، نیمه‌ای جان دارد جلیل واقع طلب - تاریخ: 1405/4/21 ساعت: 22:10
جلیل واقع طلبشعراین نیم هلاک، نیمه‌ای جان دارد   جلیل واقع طلب این نیم هلاک نیمه‌ای جان داردبگذار تو را ببینم امکان دارد؟اما تو کجا و رغبت ِ دیدن ِ منتب دارم تب، تبی که هذیان دارد#جلیل_واقع_طلب
تا در ببريم از این قفس جان را هم جلیل واقع طلب - تاریخ: 1405/4/21 ساعت: 22:10
جلیل واقع طلبشعرتا در ببريم از این قفس جان را هم   جلیل واقع طلب تا درببریم از این قفس جان را همباید بکشیم رنج زندان را هملازم باشد برات خواهم آوردقالیچه‌ی حضرت سلیمان را هم جلیل واقع طلب
کویر پشت کویر و سراب پشت سراب جلیل واقع طلب - تاریخ: 1405/4/21 ساعت: 22:10
جلیل واقع طلبشعرکویر'>کویر پشت کویر و سراب'>سراب پشت سراب جلیل واقع طلب کویر پشت کویر و سراب پشت سراب کجاست چشمه که آتش گرفته بستر آبنه خانه خانه ماندن نه جاده جاده کوچ نه فصل فصل تأمل نه وقت وقت شتاب نه خنده خنده شیرین نه گریه گریه تلخ نه درد درد کهولت نه حال حال شباب نه قصه قصه لیلی نه غصه غصه قیس...
وقت وداع گفت نریز اشک چشم سوز جلیل واقع طلب - تاریخ: 1405/4/21 ساعت: 22:10
جلیل واقع طلبشعروقت وداع گفت نریز اشک چشم سوز  جلیل واقع طلب وقت وداع گفت نریز اشک چشم سوز گفتم، پس از تو چشم به دردم نمی‌خورد جلیل واقع طلب
ای کاش دعای من هم آمینی داشت جلیل واقع طلب - تاریخ: 1405/4/21 ساعت: 22:10
جلیل واقع طلبشعرای کاش دعای من هم آمینی داشت جلیل واقع طلب ای کاش دعای من هم آمینی داشت زخم دلم التیام و تسکینی داشت عشق آمد و درد و رنج را هم آورد این زلزله پس لرزه سنگینی داشت جلیل واقع طلب
جگونه بغض تو را در گلو فرو ببرم. جلیل واقع طلب - تاریخ: 1405/4/21 ساعت: 22:10
جلیل واقع طلبشعرجگونه بغض تو را در گلو فرو ببرم. جلیل واقع طلب چگونه بغض تو را در گلو فرو ببرم چنین که از همه‌ی لغزش تو باخبرم تمام اهل محل گفته‌اند ، بگذر از اودلم هوار زد اما که : من نمی گذرم جلیل واقع طلب
مرا به درد نشاندی به درد بنشینی جلیل واقع طلب - تاریخ: 1405/4/21 ساعت: 22:10
جلیل واقع طلبشعرمرا به درد نشاندی به درد بنشینی جلیل واقع طلب هوس چه کرد که با چند مرد بنشینی ؟مرا به درد نشاندی ، به درد بنشینی جلیل واقع طلب
ای هلاک من و هلاکت من جلیل واقع طلب - تاریخ: 1405/4/21 ساعت: 22:10
جلیل واقع طلبشعرای هلاک من و هلاکت من  جلیل واقع طلب ای هلاک من و هلاکت من بی‌خبر از من و فلاکت من ای به خود داده اشتیاق مرا زنده کش کرده در فراق مرا
تا به دستیاری تو عشق را برفراز آسمان علم کند جلیل واقع طلب - تاریخ: 1403/4/30 ساعت: 12:41
☆مثل تیغهی عَلَم☆تا به دستیاری تو عشق رابرفراز ِ آسمان عَلَم کندناگزیر بود دست ِ خویش رادر حوالی ِ زمین قلم کند☆دید آب و نیزه نقشه میکشندمثل ِ آتش از میانشان گذشتتا حصار ِ فتنه و فرات رابا لبان ِ تشنه متهم کند☆جاری ِ شریعه میگذشت و ماهمشک را پُر آب کردو بازگشتشرم کرد با ترنم فراتاز فراز ِ تشنگیش کم ...
کدام سر سر ِ سرنيزه خطبه میخواند جلیل واقع طلب - تاریخ: 1403/3/11 ساعت: 14:36
کدام سر ؟ سر ِ سرنیزه خطبه میخواند؟کِه ؟ روی منبر ِ سرنیزه خطبه میخواند؟سفینهایست شناور ؟ دوباره میپرسمکِه بر شناور ِ سرنیزه خطبه میخواند؟چگونه حنجر ِ خورشید در تهاجم ِ شمشیربه روی ِ خنجر ِ سرنیزه خطبه میخواند؟■مگر قیامت ِ موعود شد که خون آلودخطیب ِ محشر ِ سرنیزه خطبه میخواند؟کمی سکوت کنید این صدای ...
دلتنگ توام برام جانی بگذار جلیل واقع طلب - تاریخ: 1403/3/2 ساعت: 11:43
[unable to retrieve full-text content]دلتگ توام برام جانی بگذار بگذار بگویمت نهانی بگذار من رفتنیام تو هستیو این دفتر هروقت که آمدی نشانی بگذار جلیل واقع طلب
تو را چگونه در اضطرار خواهم دید جلیل واقع طلب - تاریخ: 1403/3/2 ساعت: 11:43
[unable to retrieve full-text content]تو را چگونه در این اضطرار خواهم دید بلوغ خواهشم آیا بهار خواهم دید؟ خیال میکنم از دوردست جاده تو را پس از فروکش گردوغبار خواهم دید
گفتم گاهی به خانه ات سر بزنم جلیل واقع طلب - تاریخ: 1403/3/2 ساعت: 11:43
[unable to retrieve full-text content]گفتم گاهی به خانه ات سر بزنم نزدیکم اجازه می دهی در بزنم ؟ نگذار پس از تحمل آن همه رنج دیوانه شوم به سیم ِ آخر بزم جلیل واقع طلب
من ذاکر ذکر یا علی خواهم ماند جلیل واقع طلب - تاریخ: 1403/1/30 ساعت: 14:12
[unable to retrieve full-text content]من ذاکر ِ ذکر ِ یاعلی خواهم ماند تا لحظه ی مرگ با علی خواهم ماند گیرم همه پیرو ِ معاویه شوند من شیعه ی مرتضی علی خواهم ماند جلیل واقع طلب
وقتی گفتی میانه داری کردم جلیل واقع طلب - تاریخ: 1403/1/30 ساعت: 14:12
[unable to retrieve full-text content]وقتی گفتی میانه داری کردم ماندم که چقدر بردباری کردم عاشق به وصال کم نمی اندیشد اما من از تو خواستگاری کردم ؟ جلیل واقع طلب
از پس ِ پرده دیدمت انگار جلیل واقع طلب - تاریخ: 1403/1/30 ساعت: 14:12
از پس ِ پرده دیدمت ، انگارکه تو هم مثل من گرفتاریپیش از این بیم داشتم که مرابه حساب ِ غریبه بگذاری عشق ما قصهی غمانگیزیست هردومان درد ِ مشترک داریم من گرفتار مُهر ِ پاسپورتم تو اسیر ِ چهاردیواری جلیل واقع طلب Adblock test (Why?)
می خواهم از تو با دعا بگریزم جلیل واقع طلب - تاریخ: 1402/12/4 ساعت: 15:26
[unable to retrieve full-text content]می خواهم از تو با دعا بگریزم راهی که نمانده است تا بگریزم آرامش و خورد و خوابم از دستم رفت از دست تو ای عشق کجا بگریزم جلیل واقع طلب
در شهر آستین ِ تمیزی نمانده است؟ جلیل واقع طلب - تاریخ: 1402/12/4 ساعت: 15:26
[unable to retrieve full-text content]در شهر آستین ِ تمیزی نمانده است؟ دارد خدا بخاطر ِ ما گریه میکند جلیل واقع طلب
در دغدغه ای سیاه بودم آمد جلیل واقع طلب - تاریخ: 1402/11/4 ساعت: 12:57
[unable to retrieve full-text content]در دغدغه ای سیاه بودم آمد درگیر ِ یک اشتباه بودم آمد تاریکترین شب ِ مرا روشن کرد امشب نگران ِ ماه بودم آمد جلیل واقع طلب