
شعله شعله آتش ، در دلم دمیدی
آنچنان که در من، دوزخ آفریدی
هر کجا که خواندی، بال و پر تکاندی
یا مرا پراندی ، یا خودت پریدی
ای همیشه با من ، این تویی تو یا من؟
گرچه از تو تا من، درّه ها کشیدی
گاه چون بهاری ، گاه شوره زاری
گاه آشکاری ، گاه ناپدیدی
ای که از حواشی ، سینه می خراشی
شمر اگر نباشی ، بی گمان یزیدی
جلیل واقع طلب
برچسب:
نویسنده: آرمان شریعتی