غصهام میگیرد از 1 جنگ 1
چنگ در چنگ ِ خدایان ِ تفنگ انداختن
ما که بی آموزه های پهلوانی یل شدیم
فنّ ِ ما چیزیست مانند ِ شَلَنگ انداختن
میتوان هنگام ِ بمباران کناری ایستاد
یا که در پاسخ پدافندانه سنگ انداختن
جز سقوط از درّه میدانم که دستاوردنیست
پنجه سوی ماه مانند ِ پلنگ انداختن
این روال ِ کار ِ دنیای سیاست بازهاست
پیر را از پا جوان را گیج و منگ انداختن
در جنون نامی شدم این را بمن فهمانده اند
کودکان ِ کوچه با این حجم سنگ انداختن
برچسب:
نویسنده: آرمان شریعتی