1 ات 1 1 شد
از تب ِ رودخانهی چشمت
من چرا پل نبستم از دستم ؟
تا لب ِ رودخانهی چشمت
□
هرگز اینطور(چوب ِ خشک) نبود
عزتم ، جراتم ولی انگار
پا به مهمیز میکشید مرا
مرکب ِ رودخانهی چشمت
□
خبر ِ عامیانه ای باشد
باید اصلاً رسانه ای باشد
یا که خاورمیانه ای باشد
مطلب ِ رودخانهی چشمت
□
بعد از آن روز سخت میترسم
موقع ِ روبرو شدن با تو
که مبادا دوباره غرق شوم
در شب ِ رودخانهی چشمت
□□□
لهجهی رود آبی است اما
آنچه من دیدم ارغوانی بود
نازنین فرق میکند آیا ؟
مصب ِ رودخانهی چشمت؟
1 1 طلب
برچسب:
نویسنده: آرمان شریعتی