رباعی

متن مرتبط با «نگین» در سایت رباعی نوشته شده است

رباعی های نگین شهرباران جلیل واقع طلب

  • نیلوبلاگ

    بگذارکه من بسوزم،افزون ترازاین حسرت بزندبمن،شیبخون ترازاین بگذار که خاص وعام اقرارکنند درشهرندیده ایم مجنون ترازاین ☀ بامن به حسابِعشق بدتانکنید من می سوزم؟ شما تماشا نکنید انگشت نماکه کرده ایدم،درشهر اقرار نمی کنید؟ حاشانکنید ☀ بربادم داد عشق...

    ادامه مطلب
  • رباعی هاوغزل های جلیل واقع طلب،نگین شهرباران

  • نیلوبلاگ

    اول دورم، چهاردیوارکشید ازمن،یک عکس هم به اصرارکشید بعدازآن هم درآتش انداخت مرا من دودشدم،نشست سیگارکشید ☀ تنگ است دلم،جانِتوتنگ است دلم دیوانه ی صورتی قشنگ است دلم انگشت بزن به ماشه ، شلیکم کن مانندِ فشنگ ،درتفنگ است دلم ☀ باخشم ، نگاه کردی و...

    ادامه مطلب
  • نگین شهرباران ، غزلی ازجلیل واقع طلب

  • نیلوبلاگ

    شرمنده ازتداوم تأخیرتان نکرد این سوژه های ناب که درگیرتان نکرد آوارراکه آهن وفولاد ذوب شد عفریتِ مرگ، غیرت آژیرتان نکرد مثل مترسکیدکه که انبوهِ بیشه ها حتی برای ثانیه ای شیرتان نکرد در ازدحامِشرجیِ تشییعِ لاله ها تابوتِ دودوشعله نفسگیرتان نکرد...

    ادامه مطلب