این سوژه های ناب که درگیرتان نکرد
آوارراکه آهن وفولاد ذوب شد
عفریتِ مرگ، غیرت آژیرتان نکرد
مثل مترسکیدکه که انبوهِ بیشه ها
حتی برای ثانیه ای شیرتان نکرد
در ازدحام ِشرجیِ تشییعِ لاله ها
تابوتِ دودوشعله نفسگیرتان نکرد
کابوس بودخاطره هاتان،که هرزرفت
تقصیرخواب چیست که تعبیرتان نکرد
☀
پُل نیستید،سنگ شویداینکه سخت نیست
شایدکه آبشارسرازیرتان نکرد
برچسب: شهرباران,
نویسنده: آرمان شریعتی