1 نه در 1ی 1 بود
سیبی که هیچگاه نچیدیم کال بود
میخواستیم سبز بمانیم، سادگیست
وقتی بهار دستخوش ِ انحلال بود
با برگریز پا به زمستان گذاشتیم
در سفرهمان وگرنه بجز اشتعال بود
□
گفتیم شعر آیه و شاعر پیمبر است
اما جواب ِ زندقه سنگ و سفال بود
بر آنتنی که ذهن ِ شما بود و درد ِ ما
یک طول ِ موج فاصله یا اختلال بود
ما داد کردهایم که بیدارتان کنیم
بیداری ِ شما جریانی محال بود
□
فریاد ِ رعد را که شنیدید از هراس
دیدم دهان ِ شکوهیتان لال ِ لال بود
1 1 طلب
برچسب:
نویسنده: آرمان شریعتی