گونه ات وقتی ارغوانی شد
از تب ِ رودخانهی چشمت
من چرا پل نبستم از دستم ؟
تا لب ِ رودخانهی چشمت
□
هرگز اینطور(چوب ِ خشک) نبود
عزتم ، جراتم ولی انگار
پا به مهمیز میکشید مرا
مرکب ِ رودخانهی چشمت
□
خبر ِ عامیانه ای باشد
باید اصلاً رسانه ای باشد
یا که خاورمیانه ای باشد
مطلب ِ رودخانهی چشمت
□
بعد از آن روز سخت میترسم
موقع ِ روبرو شدن با تو
که مبادا دوباره غرق شوم
در شب ِ رودخانهی چشمت
□□□
لهجهی رود آبی است اما
آنچه من دیدم ارغوانی بود
نازنین فرق میکند آیا ؟
مصب ِ رودخانهی چشمت؟
جلیل واقع طلب
رباعی...
ما را در سایت رباعی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 176 تاريخ: چهارشنبه 1 آذر 1402 ساعت: 17:30