خرید بک لینک

کسی نمی داند
که 1 1
1 1 شد
دلت
که سبزی جنگل رکابدارش بود
چرا به صاعقه ی دوردست نامه نوشت
چرا ترانه نخواندی برای جاری ِ آب
همیشه شرقی من
ای غریب دلتنگی
تو را چه با مرداب

چرا دوباره سفر؟
کدام جاده تو را سوی خویش می خواند؟
قبیله می پرسد
چرا نمی مانَد؟
مگر قرار نبود آب را ترانه کنیم؟
مگر تو تشنه نبودی ؟
هنوز چشمه که هست

بیا ستاره بچینیم و آسمان بخریم
وشرحه شرحه حکایت
برای راحتی خواب لاله ها ببریم
کسی نمی داند
بیا بگو که بدانند
عاشقیم هنوز

1 1 طلب

برچسب: نویسنده: آرمان شریعتی تاريخ: دوشنبه 13 آذر 1402 ساعت: 23:04

صفحه بندی