گرچه زخمی از یهودای هزاران خنجرم جلیل واقع طلب

خرید بک لینک

گرچه زخمی از یهودایِ هزاران خنجرم
زخم ِ توکاری تر است از زخمهای دیگرم


هیچ تردیدی ندارم باز از آن برجِ ِ بلند
مثل ِ باران نیزه می بارند روزی برسرم


در کبود و سرخ و زردش مانده ام ، ازمن نپرس
از خطوط ِ پُشت ِ من پیداست نقش ساغرم

سالها در چارسوقم اولین بارم که نیست
آه نم نم می فروشم، عشق کم کم میخرم


بی سبب اسم ِ من از فهرست ِ گلهاحذف شد
گرچه در مردابم اما باز هم نیلوفرم
رباعی...

ما را در سایت رباعی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 104 تاريخ: چهارشنبه 1 آذر 1402 ساعت: 17:30

صفحه بندی