که سود برده از آشوب و اغتشاش اینقدر _جلیل واقع طلب blogfa - تاریخ: 1402/5/15 ساعت: 9:27
که سود برده از آشوب و اغتشاش اینقدر؟چنین که چشم ِ تو با ژ ۳ و کلاش اینقدرپُر است شهر، پُر است از جنون ِ بی مُخ هاکه تا به حال ندیدیم از این قماش اینقدر
تا این حد هم غضب نمیشد، میشد جلیلواقعطلب - تاریخ: 1402/5/15 ساعت: 9:27
[unable to retrieve full-text content]تا این حد هم غضب نمی شد می شد؟ سهمم همه روزه تب نمی شد می شد؟ تنها یک شب کنار ِ من می ماندی یک شب که هزار شب نمی شد می شد؟ جلیل واقع طلب
گفتم مبادا سکّهای از تنفروشی ها جلیل واقع طلب - تاریخ: 1402/1/7 ساعت: 14:29
گفتم مبادا سکّه ای از تنفروشی هاباشد معاش ِ صِنف ِ پیراهن فروشی ها--دیدم طلا را جای آهن برده اند از شهرطوری که حیران مانده اند آهن فروشی هااینجا برای مُرده هاهم سخت می گیرندوقتی تجارت می شود مدفن فروشی هادریا ومُرداب وخلیج، اینها که چیزی نیستما مستند دیدیم از معدن فروشی هاآواز در محدوده ی ما سخت ممن...
بازهم ز دستتان چون همیشه دلخورم جلیل واقع طلب - تاریخ: 1402/1/7 ساعت: 14:29
بازهم ز دستتان چون همیشه دلخورم آه دست ِ خالی ام آه سینهی پُرمگرچه سرخروییام ازکتاب سیلیاستخوب گول میخورند مردم از تظاهرمکم بگو که سنگینی اند مردمان چه رنگی اندفکر کن که منهم از جنس ِ چوب و آهنم☆قد نمیکشد تا توهم خیال منمانده نقش مبهمی از تو در تصورمجاده سنگلاخ و من ماندهام کهراه رابا کدام پای شوق ع...
وقتی که فریاد کردیم امروز روز مصاف است جلیل واقع طلب - تاریخ: 1402/1/7 ساعت: 14:29
وقتی که فریاد کردیم امروز روز ِ مصاف است مردان تاریخ دیدند شمشیرتان در غلاف است مردان ِ تاریخ دیدند وقتی صداقت نباشد حتی برای خدا هم پیکار کردن خلاف است فرقی ندارد جَمَل بود یا عمروعاص دغل بودهمواره در فصل ِ مولا بین ِ شما اختلاف است ☆انکار ِ اعجاز ِ باران! کفران ِ نعمت جز این است؟ شهری که از سبزه خ...
یک نفر مثل آب چشمه زلال جلیل واقع طلب - تاریخ: 1401/11/23 ساعت: 13:30
شرحیازمیرزاکوچکخاندرفصولیسیاه از این پیشروزگاری غریب و پرتشویشروزهایی که مثل شب بودندهمه بوجهل و بولهب بودنددر شیوع ِ هماره ی بیداددر فصولی که باغ جان میدادیکنفر ایستاد مثل ِ درختسبز شد میوه داد مثل درختشد سپیدار و زد عَلَم برکوهجنگلی شد دلاور و نستوهرفت و در بیشه آشیانه گرفتعشق ِ اشراقی اش زبانه گر...
مردی که درخت شد مجموعه غزلهای جلیل واقع طلب - تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 20:03
کتاب مردی که درخت شد شامل ۱۰۵ غزل تازه جلیل واقع طلب هست که همراه دو کتاب دیگر این شاعر با عناوین رقص شعله ها ( رباعی ) ومقتل منظوم ( باران تشنگی ) طی مراسمی باحضور اساتید وشعرای جوان در مجمتع تازه تاسیس تالارمرکزی رشت رونمایی شدهمزمانی چاپ و رونمایی ۳ جلد کتاب شعر ازیک شاعر در تاریخ ادبیات گیلان سا...
امروز دقایقم بلاخیزان است؟ - تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 20:03
[unable to retrieve full-text content]امروز دقایقم بلاخیزان است ؟ یا ساعت ِ من دوباره نامیزان است تأخیر چقدر؟ عابران می بینند دیوانه ات از پنجره آویزان است جلیل واقع طلب
انگور نبودم الکلم کردی تو؟ - تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 20:03
[unable to retrieve full-text content]انگور نبودم الکلم کردی تو ؟ یک عاشق ِ آسمان جُلم کردی تو؟ حالا با این فلسفه بافی هایت تکلیفم چیست؟ اُسکُلم کردی تو
اینجا نه نوشته دُزدی امریست محال - تاریخ: 1401/4/15 ساعت: 9:58
اینجا نه نوشته دُزدی امریست محال نه حاصل کشته دُزدی امریست محالگفتم که بدُزدمت همه داد زدندالبته فِرشته دُزدی امریست محال #جلیل_واقع_طلب  Adblock test (Why?)
حالاکه گل می تراود وقت عبور از نگاهت - تاریخ: 1401/4/15 ساعت: 9:58
✍✍✍حالا که گل می تراود وقت ِ عبور از نگاهت بگذار منهم بچینم یک شاخه نور از نگاهت انگار این روزها هم ایفاگر ِ نقش ِ تلخی ست آیینه ریزان ِ چشمت رقص ِ بلور از نگاهت گفتم که می دُزدد آخر عِرق ِ مسلمانی ام را این آیه هایی که جاریست مثل زبور از نگاهت بی شک اگر کوه هم بود جای ِ من آوار می شدچندان که خوردم ...
در این سفر آشنا که لازم داری - تاریخ: 1400/10/2 ساعت: 3:56
در سینه ام جز آتش و آشوب نیست کهxa0تو میروی و حالِ دلم خوب نیست کهxa0سوتِ قطار، یک چمدان، ما دو مضطربقلبم که کنده می شود ازچوب نیست کهxa0اصرار می کنی که، نه دلواپَسَم نباشxa0انگار چشمهای تو مرطوب نیست کهxa0
نخواه فیلم شوم کات می کنند مرا - تاریخ: 1400/10/2 ساعت: 3:56
حضرتِ مستطابِ روحانیباشمایم جنابِ روحانیسهمم ازانتخابتان طعنه ستحاصلم ازجنابتان طعنه ستسهم فعالِ رایگانِ شماطعنه مردم است جانِ شما
جلیل واقع طلب - تاریخ: 1396/8/7 ساعت: 11:04
محض ِتومدام درنبردم باخودارّابه کش ِ هزار دردم باخودرنجوروضعیف وزردوبیمارشدمای کاش ببینی که چه کردم باخود +xa0نوشته شده در xa0شنبه ششم آبان ۱۳۹۶ساعتxa013:9&nbsp توسطxa0جلیل واقع طلبxa0 |xa0
رباعی های نگین شهرباران جلیل واقع طلب - تاریخ: 1396/8/5 ساعت: 5:27
بگذارکه من بسوزم،افزون ترازاین حسرت بزندبمن،شیبخون ترازاین بگذار که خاص وعام اقرارکنند درشهرندیده ایم مجنون ترازاین ☀ بامن به حسابxa0ِعشق بدتانکنید من می سوزم؟ شما تماشا نکنید انگشت نماکه کرده ایدم،درشهر اقرار نمی کنید؟ حاشانکنید ☀ بربادم داد عشق
رباعی هاوغزل های جلیل واقع طلب،نگین شهرباران - تاریخ: 1396/8/5 ساعت: 5:27
اول دورم، چهاردیوارکشید ازمن،یک عکس هم به اصرارکشید بعدازآن هم درآتش انداخت مرا من دودشدم،نشست سیگارکشید ☀ تنگ است دلم،جانxa0ِتوتنگ است دلم دیوانه ی صورتی قشنگ است دلم انگشت بزن به ماشه ، شلیکم کن مانندِ فشنگ ،درتفنگ است دلم ☀ باخشم ، نگاه کردی و
نگین شهرباران ، غزلی ازجلیل واقع طلب - تاریخ: 1396/8/5 ساعت: 5:27
شرمنده ازتداوم تأخیرتان نکرد این سوژه های ناب که درگیرتان نکرد آوارراکه آهن وفولاد ذوب شد عفریتِ مرگ، غیرت آژیرتان نکرد مثل مترسکیدکه که انبوهِ بیشه ها حتی برای ثانیه ای شیرتان نکرد در ازدحامxa0ِشرجیِ تشییعِ لاله ها تابوتِ دودوشعله نفسگیرتان نکرد
رباعی - تاریخ: 1396/8/5 ساعت: 5:27
جان بی تورسیده برلبم،می فهمی؟ درگیرِ هزاران تعبم،می فهمی؟ دست ازهمه چیزمی کشم،غیرازتو واجب تری ازنانِ شبم،می فهمی؟ +xa0نوشته شده در xa0جمعه پنجم آبان ۱۳۹۶ساعتxa01:57&nbsp توسطxa0جلیل واقع طلبxa0 |xa0